تبليغاتX
آقای روان شناس ژورنالیست
روان‌شناسان، جمله‌اي از ارسطو را كه در كتاب <بوطيقا> ذكر شده، نخستين جرقه هنردرماني مي‌دانند
آثار مثبت و منفي فيلم‌ها بر روحيه و رفتار آدم‌ها غيرقابل انكار است

سعيد بي نياز

آيا تا به حال حس كرد‌ه‌ايد كه وقتي از سينما بيرون آمد‌ه‌ايد حالتان بهتر يا بدتر شده باشد؟ شده است كه بعد از يك فيلم خشن جوگير شويد و با كسي خشن رفتار كنيد؟ روان‌شناسان دو روي مختلف سكه فيلم‌‌ها را تبيين كرد‌ه‌اند. درباره جنبه مخرب فيلم‌‌هاي خشونت‌بار هشدار داد‌ه‌اند و از جنبه مفيد فيلم‌‌هاي مناسب استفاده كرد‌ه‌اند.

 

در جمع روان‌درمانگران هم مانند ديگر افراد جامعه خوره‌‌هاي فيلم زياد يافت مي‌شود. آنها خيلي خوب مي‌دانند از زمان يونان باستان كشف شده است كه نمايش مي‌تواند تاثير روان‌شناختي‌ داشته باشد. <تراژدي بايد رحم و ترس را برانگيزد تا موجب تخليه هيجاني شود.> روان‌شناس‌ها مي‌دانند كه ‌اين جمله محشر، آغاز تبيين هنردرماني در دنياست؛ جمله‌اي كه ارسطو در كتاب بوطيقا گفته بود. بيش از دوهزار سال بعد فرويد از كلمه كاتارسيس تخيله هيجاني (دقيقا به همين معنا) در درمان بيمارانش استفاده كرد اما كسي كه شروع كرد به استفاده درماني از نمايش، يك روان شناس خلاق به نام مورنو بود. او اصطلاح <سايكودرام> يا <روان نمايش‌گري> را در دهه سي  قرن بيستم ابداع كرد. در همين دهه، يك پزشك انگليسي از واژه دراماتراپي استفاده كرد كه دقيقا معناي تئاتردرماني را مي‌دهد. در بيشتر روش‌‌هاي سايكو درام و تئاتر درماني بيمار كاملا فعال بود. به همين دليل و دلايل علمي ديگر <سايكودرام> از همان سال‌‌ها به‌عنوان يكي از روان‌درماني‌هاي اصلي پذيرفته شد. جالب است بدانيد كه دانشگاه‌‌هاي هند هم مدرك دكتراي سايكودرام مي‌دهند اما فيلم درماني بعد‌ها به ذهن روان‌شناسان رسيد، وقتي كه فيلم ديگر به يك هنر قابل دسترس براي همه تبديل شده بود. برني وود انگليسي خود را مبدع ‌اين روش در سال 1988 مي‌داند. عد‌ه‌اي معتقدند فيلم درماني بسيار شبيه كتاب درماني است. با‌اين تفاوت كه شما در كتاب درماني با ادبيات تعامل پويا داريد و در فيلم درماني با تصاوير، ديالوگ‌‌ها، موسيقي متن، دكور صحنه‌‌ها و ديگر اجزاي فيلم. از طرف ديگر فيلم پديده مردم پسندتري است تا كتاب. البته حتما بايد بدانيد كه فيلم‌‌ها به هيچ وجه جزو روان‌درماني‌هاي اصلي نيستند و در بهترين حالت يك <روان‌درماني كمكي> يا <مضاعف> محسوب مي‌شوند.

 

روان‌شناسان و فيلم‌درماني

وقتي كه درمانگر شما بخواهد فيلم درماني كند ظاهرا چه كار مي‌كند؟

او شما را به صورت فردي و يا در دل يك گروه، به ديدن يك فيلم دعوت مي‌كند. او قبلا در طول جلسات مشاوره كاملا با مشكل شما آشنا شده است. او احتمالا از شما مي‌خواهد كه درباره علاقه‌تان به فيلم‌‌هاي مختلف صحبت ‌كنيد و شما را در انتخاب يك فيلم از يك فهرست چند فيلمي‌آزاد مي‌گذارد. او شما را درباره سينما درماني آگاه مي‌كند و درباره صحنه‌‌هايي كه ممكن است شما را آشفته كند، توضيح مي‌دهد. در واقع روان شناس، شما را براي ديدن يك فيلم تاثيرگذار گرگ مي‌كند و البته سوال‌‌هاي شما را هم بي‌جواب نمي‌گذارد. به عنوان آخرين توصيه هم مي‌گويد درباره نكته‌‌هاي اصلي شخصيت‌‌ها يا صحنه‌‌ها يادداشت برداريد. او با شما به تماشاي فيلم مي‌نشيند، حواسش هم به فيلم و هم به شماست و بعد از فيلم با شما به بحث مي‌نشيند. شما ظاهرا در مقابل انبوهي از موضوعات شخصيت‌‌هاي فيلم قرار مي‌گيريد: تعصبات، مشكلات اجتماعي، بي‌وفايي، جرات‌مندي، گذار به دوره‌‌هاي نوجواني،جواني يا بزرگسالي و حتي خواب‌‌ها‌يشان.

 

روان‌درمانگران به چه فكر مي‌كنند؟

جواب‌اين سوال خيلي وابسته است به نظريه‌اي كه روان‌درمانگر شما در درمان اصلي‌اش به آن معتقد است. اما سه تا از معروف‌ترين رويكرد‌ها نگاه‌شان به فيلم‌درماني‌ اين‌گونه است:

1) از آنجا كه فيلم‌‌ها يك استعاره هستند، روانكاوان مي‌توانند از فيلم‌هاي مشابه با داستان‌‌ها، اسطوره‌‌ها، افسانه‌‌ها و خواب‌‌ها در درمان استفاده كنند. روان‌كاو‌ها معتقدند كه قسمت عمده زندگي روان‌شناختي‌ ما ناخودآگاه است. آنها ريشه  مشكلات ما را تعارضات ناخودآگاه‌مان مي‌دانند و به طور كلي درمان را ناشي از آگاهي به همين تعارضات مي‌دانند. آنها از تكنيك‌‌هاي گوناگون براي رسيدن به ضمير ناخودآگاه شما استفاده مي‌كنند. دو تا از اصلي‌ترين تكنيك‌‌ها، تداعي آزاد (يعني شما هرچه دلتان بخواهد پشت سر هم كلمه رديف كنيد و او فعالانه گوش كند) و تحليل خواب‌‌هاست. آنها مي‌گويند خواب‌ها شاهراه ورود به ناخودآگاهند. فيلم‌‌ها به علت ماهيت تصويري‌شان خيلي به رويا‌ها شباهت دارند. از آنجا كه فيلم‌‌ها در واقع تصاويري متوالي هستند، هيجان خوشايند يا ناخوشايندي كه از ديدن يك تصوير ناشي مي‌شود، نشان مي‌دهد كه يك جايي از ناخودآگاه ما دارد قلقلك مي‌شود. همان طور كه در شماره قبل هم گفتيم ما از نظر روان كاو‌‌ها با يك يا چند تا از شخصيت‌‌هاي فيلم همانندسازي مي‌كنيم، آنها را در خودمان <دروني> مي‌كنيم و چون مشكلات و گفتگو‌هاي دروني آنها را شبيه به مشكلات و حرف‌زدن‌‌هاي خودمان در تنهايي مي‌يابيم، شخصيت‌‌هاي مقابل را افراد مهم زندگي‌مان در نظر مي‌گيريم. خلاصه سد بين خودآگاه و ناخودآگاه‌مان را مي‌شكند و پته‌مان مي‌ريزند روي آب. اين به مراجعان كمك مي‌كند تا بفهمند كه ماهيت هسته‌اي مشكل آنها چيست؟ همه‌ اينها روي هم رفته كمك مي‌كند تا از ‌اين به بعد با چالش‌‌ها و تغييرات زندگي‌ بهتر كنار بياييم و الگو‌هاي رفتاري و هيجاني قديمي‌و ناكارآمد خود را كنار بگذاريم.

2) گروه دوم كه اين سال‌‌ها حسابي سر و صدا كرد‌ه‌اند و در ‌ايران هم طرفداران پر و پا قرصي دارند درمانگران‌شناختي‌ - رفتاري هستند. آنها پايه همه چيز را باور‌‌ها و شناخت‌‌هاي غلط ما مي‌دانند. آنها مي‌گويند اين باور‌‌هاي هسته‌اي در مواقع اضطراب و افسردگي به صورت <خودگويي>هاي اتوماتيك و البته ناكارآمد بروز مي‌كنند و موجب مي‌شوند حال ما بدتر و بدتر شود. آنها براي درمان مراجعان‌شان بايد با كمك آنها ‌اين باور‌هاي هسته‌اي غلط را كشف كنند، درباره منصفانه و منطقي بودن آنها بحث كنند و براي‌اين شناخت‌‌هاي غلط جايگزيني بهتر پيدا كنند. فيلم‌‌ها مي‌توانند به درمانگر كمك كنند تا باور‌هاي هسته‌اي ناسازگارانه مراجع را بهتر بشناسند. به علاوه درمانگران مي‌توانند از فيلم‌‌ها براي بازسازي‌شناختي‌ و و اصلاح رفتار  نيز استفاده ببرند. درمانگران مي‌توانند مراجعان‌شان را تحريك كنند كه مانند شخصيت‌‌هاي فيلم در مقابله با چالش‌‌ها جرات‌مند باشند.

3) درمانگراني كه بيماري‌‌هاي روان‌شناختي‌ را حاصل يك سيستم مشكل دار به‌خصوص  خانواده مي‌دانند نيز مي‌توانند از فيلم‌‌ها استفاده كنند. براي ‌اين درمانگران فيلم‌ها آنها الگو‌هاي ارتباطي مطلوب و نامطلوب ميان اعضاي خانواده را به مراجع توضيح مي‌دهند و از خيلي از كلمات بهترند چون كلمات خيلي بيشتر از فيلم‌‌ها ممكن است سوءتفاهم را برانگيزند. در واقع رفتار شخصيت‌‌هاي فيلم به‌عنوان اعضاي خانواده خيلي واضح‌تر از كلماتي است كه درمانگر مي‌خواهد از آنها براي توضيح رفتار‌ها استفاده كند.

 

فيلم درماني به سبك‌ايراني

در ‌ايران فيلم درماني يك حوزه كاملا نوپاست. به احتمال زياد كمتر درمانگر ‌ايراني است كه به شيوه‌اي كه ما توضيح داديم فيلم درماني كند. شايد دليل اول آن نبودن امكانات سمعي بصري در مطب‌‌ها و مراكز مشاوره روان‌شناسان باشند حتي اگر روان‌شناس يك فيلم‌باز حرفه‌اي باشد. البته مشكل دوبله نشدن قسمت عمد‌ه‌اي از فيلم‌‌هاي به درد بخور، باور پذير ندانستن فيلم‌‌هاي‌ ايراني  به خاطر پايان خوش، پيش بردن داستان بر اساس تصادف و البته مسايل فرهنگي هم از طرف مراجع و هم درمانگر به اينها اضافه شده است.

+ نوشته شده توسط سعید بی نیاز در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 15:49 |