تبليغاتX
آقای روان شناس ژورنالیست

 

سکانس اول

به مدیر دبیرستانمان گفتم می خواهم سر صف مقاله ای بخوانم. رییس شورای دانش آموزی دبیرستانمان بودم، المپیادی بودم و درسم هم بدک نبود. شاید به همین خاطر مدید بدون این که مقاله را ببیند اجازه داد همان روز بخوانمش. نوجوان بودم و آرمان های اخلاقی ام تا هپروت پر می کشید. می دانستم که توی بچه های دبیرستان هستند کسانی که از خانه خالی و مخلفاتش بدشان نمی آید. قبل از نوشتن مقاله کتابی خوانده بودم در مورد یکی از همین مخلفات و فهمیده بودم که اوج لذتش سه دقیقه بیشتر نیست. توی شبه مقاله ام این واقعیات را نوشته بودم و پرسیده بودم که این سه دقیقه به آ همه اضطراب و احساس گناه می ارزد؟ مدیرمان گفت" خوب بود اما از حالا قبلش بده ما هم مقاله را بخوانیم!" بچه ها هم که متلک بود که پشت هم بارم می کردند.

 

سکانس دوم

ترم دوم روان شناسی بالینی بودم. بچه ها داشتند موضوع های پیشنهادی استاد روان شناسی فیزیولوژیک را بین خودشان تقسیم می کردند. موضوع  رفتار جنسی خط نخورده مانده بود روی تخته سیاه و هیچ کس به خودش اجازه نمی داد حتی نگاهش بکند چه برسد به این که در موردش کنفرانس دهد. جسارتم گل کرده بود. به یکی از بچه ها گفتم با هم این موضوع را کار کنیم. به شرط این که حرف های " بی ادبی" اش را من بگویم و حرف های پیچیده شده در کلمات قلمبه سلمبه علمی را او قبول کرد. هیچ وقت روی هیچ کنفرانسی این قدر کار نکردم و هیچ وقت واکنش های به این بدی در مخاطبم ندیدم. سر کنفرانس جو کلاس به هم ریخت. چند تا از دختر ها پا شدند رفتند بیرون. پسر متاهل کلاسمان آشکارا می خندید و پسر های دیگر پچ پچ می کردند و ریز ریز مزه می ریختند. بقیه هم جوری نگاه می کردند که نشانه ای از اشتیاق در چشمشان نباشد. استاد این جو را که دید گفت کنفرانس را قطع کنم! باورم نمی شد دارم در رشته ای به نام روان شناسی بالنی درس می خوانم.

 

سکانس سوم

ترم هفتم روان شناسی بالینی بودم. استاد  " آسیب شناسی روانی" کتابی را معرفی کرده بود که منبع کنفرانس جنجالی ترم دوم من بود اما بدون هیچ دلیلی بخش اختلالات جنسی اش را درس نداد!

 

سکانس چهارم

ارشد قبول شده ام. توی دانشگاهی درس می خوانم که تنها کنگره دوسالانه سلامت جنسی را برگزار می کند و از معدود کلینیک های سلامت جنسی تهران را اداره می کند. بیشتر مراجعان استاد هایمان مشکل جنسی دارند و جو کلاس برای این بحث ها پذیرا تر است. دومین کنگره وقتی برگزار می شود که من ترم اولم. برگزار کننده ها با نگرانی و بیم کنگره را پیش می برند. وقت ناهار روز اول کنگره،  توی گپ با همکلاسی هایم از کلمه عمومی فرایندی می گویم  که مرتب در بحث های داخل سالن ها به کار می رود. به همه دانشجویان پزشکی و ارشد روان شناسی بر می خورد!

 

سکانس پنجم

کتابی از میشل فوکو ترجمه می شود که نامش را گذاشته اند "اراده به دانستگی" اما محتوایش رابطه سکسوالتیه، دانش و قدرت است!

+ نوشته شده توسط سعید بی نیاز در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 0:33 |