فیلم "ساعت ها" رادیده اید؟ توی این فیلم که از رمانی مشهور به همین نام گرفته شده است سه داستان موازی در سه زمان روایت می شود. روایت اول حدیث آفریده شدن یک رمان به نام خانم دالووی توسط ویرجینیا وولف در انگلیس است. روایت دوم درباره خواندن همان کتاب توسط یک زن طبقه متوسط لس آنجلسی است. او با خواندن کتاب تصمیم به خودکشی می گیرد اما به خاطر پسرش موفق نمی شود. روایت سوم در مورد یک جور بازآفرینی کتاب خانم دالووی توسط یک نویسنده مرد قرن بیست و یکمی است. نویسنده ای که بعد از نوشتن کتاب و برنده شدن در یک جایزه ادبی برایش جشن می گیرند اما او خودش را می کشد. در سکانس آخر فیلم می فهمیم که نویسنده در واقع پسر زن روایت دوم است. همه فیلم را تعریف کردم که بگویم یک شخصیت داستانی مثل خانم دالووی می تواند به همین سادگی و پیچیدگی سرنوشت دو نسل از یک خانواده را دگرکون کند. چیزی که کتاب درمانگران به خوبی آن را فهمیده و ته و تویش را در آورده اند.
کتابدرمانی به عنوان برابرنهاده واژه Bibliotherapy انتخاب شده است. واژه Bibliotherapy از دو واژه Biblio به معنای كتاب و Therapy به معنای درمان و شفا مشتق شده است . کتاب درمانی به زبان ساده استفاده از خواندن کتاب بهمنظور رواندرمانی . نویسنده ای که مدخل کتاب درمانی را در دانش نامه اینترنتی ویکی پدیا نوشته است معتقد است کتاب درمانی فقط منحصر به کتاب نیست. شعر یا هر چیز نوشته شده دیگر نیز می تواند به عنوان ابزار درمان در کتاب درمانی استفاده شود. کتاب هایی که در کتاب درمانی استفاده می شوند طیف گسترده ای دارند. از کتاب هایی به نام خودیاری که معمولا در خارج از جلسه درمان خوانده می شود و در مورد خود درمانی یک بیماری خاص است گرفته تا خواندن رمان ها و داستان های کوتاه می توانند در کتاب درمانی استفاده شوند. حتی بعضی فیلم درمانی را هم یکی از فرزند های خلف کتاب درمانی می دانند. شاید بتوان ریشه همه این درمان های ادبی و هنری را این جمله ارسطو دانست که " تراژدی موجب تزکیه روح تماشگر می شود".
معمولا درمانگران نوشتن را نیز با خواندن ترکیب می کنند تا مراجعانشان هم نوشته درمانی شوند و هم با نوشتن درمان شوند. در مورد اثرات بهبودی بهخش نوشتن می توانید به مطلبی به نام " آرامش در حضور واژگان" که در همین صفحه یکی از شماره های پیشین همشهری جوان چاپ شده است مراجعه کنید.
کتاب درمانی ؛سنین مختلف، مشکلات مختلف
کتاب درمانی با این که بیشتر برای کودکان به کار می رود. شاید بیشتر به این خاطر که تخیل بچه ها آن قدر قدرت دارد که به راحتی می توانند خودشان را جای شخصیت های کتاب بگذارند. یا شاید به این خاطر که کتاب ها هنوز هم که نوز است در بچگی از جذابیت بیشتری برخوردارند. اما با این حال کتاب درمانی کاربردهای گسترده ای درمورد افرادی از سنین مختلف دارد. گذر از بحران های نوجوانی، گذر از ظهر زندگی یا میانسالی و گذران اوقات سالمندی به یاری کتاب ها آسان تر انجام می شود. اگر خوره کتاب باشید حتما نوجوان "ناتور دشت" جی دی سالینجر ، نگاه به عقب شخصیت مرد میانسال در " نزدیکی" حنیف قریشی و زن میانسال در " چراغ ها را من خاموش می کنم" زویا پیرزاد و خردمندی با شکوه " اورسلا" پیر در " صد سال تنهایی" گابریل گارسیا مارکز به یادتان آمده است. کتاب درمانی برای افرادیی که موقعیت های آسیب زای متفاوت یرا تجربه می کنند نیز کاربرد دارد.شرایطی چون بیماری قلبی ، سرطان تحت درمان ، بازنشستگی از نیروهای مسلح ، سوء استفاده از مواد مخدر ، ناتوانی در یادگیری و افرادسی مثل زندانیان در حال توانبخشی و بازماندگان وافراد تحت خشونت قرار گرفته ، افراد مورد سوءاستفاده قرار گرفته وافرادی که مرتکب زنا با محارم شده اند ، کاربرد دارد. فرض کنید در همین مورد تجاوز زن رنج دیده ای که " مرگ و دوشیزه" آریل دورفمان را بخواند چه قدر آرام می شود یا در مورد یک بیمار صعب العلاج خواندن "مرگ در می زند" وودی آلن چه قدر می تواند در نگاه سهل گیرانه و طنزآمیز او به مرگ کمک کند. اگر کمی بیشتر فکر کنید شما هم می توانید کتاب هایی را توی ذهنتان پیدا کنید که شخصیت هایشان در شرایطی بحرانی قرار دارند اما از آن عبور می کنند. به عنوان مثال آخر اگر متهمم نمی کنید به عامه پسندی همین " بامداد خمار" لا اقل بر خلاف کتاب های دیگر عامه پسند مخاطب جوانش را قبل از ازدواج لا اقل کمی به تامل فرا می خواند.
کتاب درمانی ؟ چگونه؟
اصلا آدمیزاد از زمانی که چیزی به نام داستان در قالب اسطوره یا نمایش هایی آیینی وجود داشته انگار حتما باید خودش را جای شخصیت های آن داستان ها قرار می داده و به اصطلاح روان شناس ها با او همانند سازی می کرده است. به عنوان مثال کودکان سوگواری که داستانی در مورد کودکانی می خوانند که یکی از والدینشان را از دست داده اند به طور طبیعی احساس تنهایی در جهان می کنند. غیر از همانند سازی که فرایند اصلی ست چیزهای بیشتری هم در خواندن کتاب وجود دارند که اثر درمانی دارند:
1. تخلیه هیجانی غیر مستقیم: هر چه شخصیت در طول داستان بیشتر خودشان را بیان کنند، آدمی هم بیشتر خودش را شبیه او می دانسته و در واقع به واسطه ی او خودش را خالی می کرده است. خدایی شما ترجیح می دهید که توی" جنایت و مکافات" جای قهرمان جوان داستان باشید یا جای پیر زن؟ روان شناس ها به این پدیده هم می گویند " تخلیه هیجانی به شیوه ای غیر مستقیم".
2. دیدن جهان از زوایه دید دیگران:
کتاب کلا موجب می شود ما بیشتر به روحیات خودمان آگاه شویم و در رفتارهای خودمان دقت کنیم. در درجه بعد کتاب نوشته یک آدم دیگر در مورد نوعی نگاه خاص به زندگی است. این باعث می شود که ما زاویه های دیدمان به جهان را گسترش دهیم و با اطرایانمان با مدارای بیشتری برخورد کنیم.
3. افزایش مهارت های ارتباطی:کتاب ها محمل ارتباط بین شخصیت ها هستند. آن ها یک جوری معلم خواننده می شوند در چگونگی ارتباط بهتر با دیگران و یا به قول روان شناس ها " مهارت های ارتباطی".
3. افزایش مهارت های مقابله ای :کتاب ها پرند از شخصیت هایی که در زندگیشان با مشکلی رو به رو می شوند. اصلا بیشتر داستان های دنیا در مورد به وجود امدن یک مشکل و طریقه حل آن هاست و گرنه داستانی که روزمرگی در آن روایت شود که جذابیت چندانی ندارد. این که چه طور شخصیت ها با مشکل کنار می آیند و یا چه راه حل های غلطی را انتخاب می کنند باعث افزایش مهارت هایی در مخاطب می شوند که روان شناس ها به آن می گویند " مهارت های مقابله ای"
4. یافتن معنا برای زندگی :کتاب ها گاهی حتی می توانند یک معنای جدید به زندگی ما اضافه کنند. حتما شما هم بار ها از افراد موفق و بزرگ تاریخ شنیده اید که " فلان کتاب را خواندم و معنایی زندگیم عوض شد".
5. تشویق به رشد و تغییر: بعضی ها ها اصلا کتاب درمانی را به دو نوع تقسیم می کنند. اولی وقتی ست که ما مشکل روانی خاصی نداریم و به وسیله کتاب ها در واقع تفکر خلاق و دانسته های خود را رشد می دهیم. ما در طول داستان این کتاب ها آدم هایی را می بینیم که تغییر می کنند. این رشد و تغییر شخصی حاصل از خواندن کتاب می تواند از به وجود آمدن مشکل روان شناختی پیش گیری کند. نوع دوم هم که به کتاب درمانی بالینی مشهور است مخصوص خواندن کتاب در جهت رفع مشکلاتی ست که به وجود آمده است. البته کتاب درمانی می تواند به غیر از رفع مشکل روان شناختی، دوران بستری در بیمارستان در بیماری های جسمی را هم لذت بخش کند و جلو مشکلاتی که ممکن است از تنهایی یا ترس از عمل جراحی به وجود آید را بگیرد.
چهار گام برای بهتر شدن با کتاب
وقتی که ما حسابی در یک کتاب غرق می شویم و حس می کنیم کتاب کم کم دارد حالمان را بهتر می کند از چهار مرحله می گذریم. مراحلی که شاید چندان خودمان به آن ها آگاهی نداشته باشیم:
- تشخیص می دهیم. ما در این مرحله در واقع از بین شخصیت های یک داستان یا حتی شعر یار گیری می کنیم و تشخیص می دهیم که مشکل کدامشان خیلی شبیه به مشکل ماست.
- معاینه می کنیم. در این مرحله روان درمانگر هم می تواند به کمک شما بیاید و شما را از شباهت در جزئیات وِیژه ای آگاه کند که شما شگفت زده شوید.
- احساس مجاورت می کنیم. در این مرحله با دیدگاه های مختلف شخصیت های داستان آشنا می شویم و دیدمان به جهان بیرون نسبی تر و انتخاب هایمان عاقلانه تر می شود.
- عمل می کنیم: در این مرحله دانشی را که از خواندن کتاب به کار بسته ایم در جهان بیرون به کار می بریم.
کتاب درمانی در ایران و غرب
کتاب درمانی در حوزههای روانشناسی، روانپزشکی و کتابداری ایران بسیار مهجور مانده است. در حالی که در کشورهایی مانند کانادا" انجمن کتابدرمانی و ادبیات کاربردی " تأسیس شده است. در غرب در تقسیم بندی ده گانه انواع کتابخانه ها یک نوع خاص به نام کتابخانه ها بیمارستانی وجود دارد. کتابخانه های بیمارستانی در آن جا البته کتابخانه هایی که در بیمارستانهای آموزشی برای اساتید و دانشجویان و کادر کتابخانه فراهم می شود نیست. صحبت از کتابخانه هایی هست که مخصوص بیماران است . در این کتابخانه ها ، مجموعه ای از کتابهای ساده برای بیماران فراهم می کنند تا بیماران در میان این کتابها احساس آرامش و لذت پیدا کنند. بعضی از این کتاب ها می توانند ترس روان شناختی بیماران را از بیماری کاهش دهند.
در غرب برای درمان بیماری های کودکان هم معمولا بازی درمانی و کتاب درمانی را با هم ترکیب می کنند و بعد از خواند کتاب در مورد شخصیت های آن با بچه ها بحث می کنند.
تنها تحقیق انجام شده در ایران در مورد کتاب درمانی در کودکان تقسیم بندی کتاب های چاپ شده برای گروه سنی ب بوده است که آن هم فقط در حد تحلیل داده ها باقی مانده و نه کارایی این کتاب ها. یعنی در واقع محقق فرض کرده که این کتاب ها برای فلان مشکلات کودکان موثرند. از مجموع 460 داستان مناسب این پژوهش ، 14 درصد از داستان ها برای تقویت اعتماد به نفس ، 8 در صد برای کاهش پرخاشگری ، در حدود 8 درصد برای کاهش ترس و 4 درصد برای کاهش اندوه کودکان می توانند مورد استفاده قرار گیرند.
این شکاف وحشتناک بین ما و کشورهای آن سوی آب در مورد یک موضوع تقریبا ساده مثل کتاب درمانی در چیست؟ حتما می گویید کتاب ها اصلا به سبد خرید خانواده های ما وارد نشده اند. حتما می گویید خیلی از روان شناس ها و روان پزشک های ما خودشان کتاب های موجود در بازار را نمی شناسند. حتما خیلی چیزهای دیگر هم می گویید. اما توی مثلث کتاب درمانی که از درمانگر، درمانجو و کتاب تشکیل شده است نقش انتشاراتی ها را نباید نادیده بگیریم. در غرب بعضی از انتشارات انواع خاصی از کتاب های کودکان را چاپ می کنند که مخصوص یک مشکل یا رفتار خاص کودکان است. خوشبختانه این کار در ایران هم شروع شده است. مثلا یک مجموعه کتاب با یک کاراکتر به نام " عسلی" که در موقعیت های مختلف قرار می گیرد مثل بی اشتهایی سرما خوردگی و آخرش کودک می بیند که " عسلی بی اشتها چه خوب شده بچه ها"! اما بزرگسالان چه؟ آیا وقت آن نیست که انتشاراتی ها، کتابدران و روان شناسان بالینی بنشینند و کتاب های خوب موجود در بازار را بیابند و طبقه بندیش کنند. تصور کنید پشت جلد کتاب ها بنویسند: توصیه روان شناس: برای روزهایی که دمغی
سندرم ورتر جوان
حتما شما هم در طول خواندن این مطلب هی به یاد روزهایی افتاده اید که بر خلاف آنچه این جا ادعا شده است اتفاقا کتاب ها حالتان را بدتر کرده اند. بگذریم از این که پایه روانکاوانه آن بدحال شدن چیست و آیا مقدمه خوب شدن هستند یا نه حرف شما را تایید می کنیم. رمان های عامه پسند می توانند یک تصور رمانتیک و غیر واقعی از زندگی را مخصوصا در نوجوان ها به وجود بیاورند. اما متهمان درجه اول این تاثیر بد روان های عامه پسند نیستند. "گوته" ادبیاتچی مشهور آن سوی آب ها یک کتاب دارد به نام" رنج های ورتر جوان". موقعی که این کتاب در اروپا چاپ شد چندین جوان با خواندن آن دست به خودکشی زدند تا جایی که گوته مجبور شد پایان داستان را عوض کند. اما هنوز هم در مبحث خودکشی در کتاب های روانپزشکی یک نام جالب از یک نوع خاص و ویژه از کشتن خود وجود دارد: سندرم ورتر!

