دیگر گوش همه ما پر است از " تیم ملی احتیاج به روان شناس دارد." و " یک روان شناس باید آن جا باشد تا تیم خودش را نبازد." اما واقعا روان شناس ورزش فقط وظیفه اش این است که توی رختکن به بچه ها روحیه بدهد. آیا این چیزهایی که مربی های وطنی خودمان در مورد " شخصیت تیم" و " روان شناسی رختکن" و " از اصول روان شناسی استفاده کردم" واقعا روان شناسی ورزش است؟ می خواهیم با هم یک دوری بزنیم توی مهارت ها و توصیه هایی که روان شناس ها به مربیان و ورزشکاران دارند. یادتان باشد که این توصیه ها فقط به درد روان شناسی قهرمانی نمی خورد . همه شما می توانید از این توصیه ها استفاده کنید حتی اگر هر از یک ماه توی پارک محله تان بدمینتون بازی کنید. بعدش هم مگر توی خواننده های همشهری جوان ورزشکار حرفه ای نیست؟ نبود؟
روان شناس ورزش به ورزشکاران می گوید:
روان شناسی حرف های پایان نا پذیری برای ورزشکاران دارد. ورزش خیلی شبیه به زندگی است. معنایی که برد و باخت دارد، لحظه های حساس، مشکلاتی که برای رسیدن به هدف پیش می آید و مشکلاتی که در روابط با ورزشکاران دیگر پیش می آید، شبیه به چیزی است که در کل زندگی هر آدمی پیش می آید. برای همین است که توصیه روان شناس ها به ورزشکارها خیلی شبیه به توصیه آن ها به هر آدم دیگری است که توی زندگی اش گیر کرده است. روان شناس های ورزش را چند حوزه بیشتر تاکید می کنند.
- تصویر ذهنی بساز! بعضی وقت ها داشتن یک تصویر ذهنی واضح و شفاف با کیفیت دی وی دی از موفقیت توی ذهن ورزشکار معجزه می کند. یعنی چه؟ یعنی این که ورزشکار چشمش را ببندد و حرکات بدنی که منجر به پیروزی می شوند را مرور کند. مثلا فوتبالیست اگر بتواند انواع و اقسام گل زدن را در ذهنش مجسم کند و خودش را بگذارد جای قهرمان داستان هم مهارت ذهنی بیشتری در گل زدن پیدا می کند و هم روحیه بالاتری پیدا می کند. علما می گویند وقتی که تصویر ذهنمی مان را پیدا کردیم بهتر است حس لامسه و بویایی و حتی چشایی مان را هم به کار بیندازیم تا کاملا خودمان را در فضا احساس کنیم. بوی چمن ورزشگاه، لمس لحظه ای توپ با سر، خشک بودن گلو و فرو دادن بزاق دهان و گلللللللل!
- توجه کن! یکی از عامل هایی که باعث می شود یک ورزشکار مخصوصا در حضور تماشاگران نتواند به بهترین عملکردش دست پیدا کند، پراکندگی توجه است. یاد دادن اصول توجه کردن با روان شناس تیم اسن. مثلا تصور کنید که خودتان در حدود صد هزار تماشاگر مشتاق در ورزشگاه آزادی می خواهید به طرف داروازه شوت کنید. حلا تصویر را اسلوموشن کنید. توی کله شما چه خبر است؟ دارید به فریادهای مربی تیم مقابل گوش می دهید؟ دارید به فریادهای کر کننده تماشاگرها گوش می دهید؟ دارید فکر می کنید کع اگر این گل را بزنم بعدش چه طور حرکات شادی آمیز انجام دهم؟ دارید به چه چیزی فکر می کنید؟ همه این فکرهایی که گفتید نا مربوط است و ممکن است باعث شود که شما دروازه خالی را همک گل نکنید. توجه باید فقط به چارچوب دروازه و موقعیت گلر و دفاع های دور و برتان باشد. یعنی شما باید به خودتان بگویید که فقط به این چیزهای مربوط فکر می کنید و هیچ چیز دیگر را نمی شنوید و همین اتفاق می افتد و گللللللللل!
- استرس نه خیلی کم نه خیلی زیاد! بعضی وقت ها ورزشکار آن قدر استرس دارد که پاهایش اول بازی می لرزد و اصلا نمی تواند کار را شروع کند. بعضی وقت ها آن قدر استرسش کم است که بازی را جدی نمی گیرد.هیچ کدام خوب نیست. در واقع استرس خوب، استرس متوسط است. پس برای این دو گروه دو تا توصیه متفاوت وجود دارد.
گروهی که استرسش خیلی بالاست باید از مهارت های کنترل استرس استفاده کند. مشهورترین این مهارت ها " ریلکسیشن" است. یعنی اینکه ورزشکار محترم هر وقت حس کرد استرسش زیاد است ( البته قبل از شروع بازی) برود یک جایی دراز بکشد. چشمش را ببندد و عضله هایش را از نوک پا تا فرق سر، منقبض و منبسط کند. در نتیجه این تمرین ورزشکار می تواند کل اعضای بدن را شل نگه دارد. از آن جا که بدن نمی تواند هم آرام باشد و هم تنیده، فرد استرسش کاهش پیدا می کند. یعنی اینکه موقع استرس اعضای بدن ما ناخوداگاه سفت می شوند و ما با ریلکسیشن می توانیم این عارضه استرس و در نتیجه خود استرس را از بین ببریم. اما استرس ممکن است از بعضی از باورها ناشی شده باشد که در بخش باورها مفصل می گوییم.
برای آن ها که کلا استرسی ندارند، تماشا کردن مسابقه های گذشته، سخنرانی های تحریک آمیز مربی و شروع تحرکات بدنی هم می تواند استرس را به حد مطلوب برساند و هم انگیزه ایجاد کند.
- هدف هایت را درست انتخاب کن! این یکی دیگر خیلی عمیق تر است و احتیاج به یک تمرین طولانی مدت دارد. تمرینی به اندازه عمر مفید ورزشکاری یک آدم. روان شناس روش درست انتخاب هدف را به ورزشکارها آموزش می دهد. او از ورزشکار می خواهد که توقع زیاده ازحدی از خودش نداشته باشد. هدف هایش را کوتاه مدت تر انتخاب کند. دقیقا هدف هایش را روشن کند و برای رسیدن به آن ها برنامه بریزد. روان شناس به ورزشکارها آموزش می دهد که هدف هایشان در ضمن انعطاف پذیر باشد. یعنی جوری نباشذد که بعد از شکست خوردن هیچ برنامه ای برای ادامه نداشته باشند. و در ضمن شعاری که همیشه داده می شود ،اینکه "خوب بازی کردن بهتر از بردن است" این جا می تواند خیلی به کار بیاید. یعنی ورزشکار باید هدفش بیشتر نفس بازی باشد و نه الزاما بردن. این هدف ها کمک می کند که ورزشکار استرس کمتری داشته باشد، زود نا امید نشود و در نهایت بهتر بازی کند و بهتر بازی کردن هم در طولانیی مدت یعنی پیروزی.
- علت و معلول هایت را درست کن! وقتی که یک نفر یا یک تیم شکست می خورد، هر کسی شروع می کند توی ذهن خودش به علت یابی. معمولا اولین علت توی ایران داور است! یعنی یک علت بیرونی. علتی که برخاسته از تیم و مربی اش نیست. گاهی هم بر عکس تمام کاسه و کزه ها سر یک نفر داخلی شکسته می شود. اما در یک تحلیل منطقی همه این عوامل می توانند در شکست و همچنین پیروزی یک تیم دخیل باشند. اینکه ورزشکار بتواند این مهارت ذهنی را در خودش تقویت کند که بعد از هر بازی تحلیل درستی از علت و معلول ها داشته باشد هم کار روان شناس است. معمولا بعد از یک پیروزی خوشبینانه ترین تحیلیل، آن است که سهم بیشتری به علت های درونی ( مثلا تلاش)، پایدار( مثلا هوش بالا) و کلی ( مثلا قدرت بدنی) داده باشد. خوشبینه نه ترین توجیه شکست هم معمولا علت را به بیرون ( مثلا داور)، موقتی ( مثلا مصدومیت) و جزیی ( مثلا " فقط توی این بازی") نسبت می دهد. معمولا برای روحیه دادن بهتر است که تحلیل ها هم منطقی باشند و هم در عین حال خوشبینانه.
- انگیزه هایت را بالا ببر! غیر از چیزهایی که در مورد بالا بردن استرس گفتیم یکی از عواملی که خیلی توی روان شناسی ورزشی مهم است این است که انگیزه ها را درونی تر کنیم. یعنی اینکه در حال حفظ کردن انگیزه های بیرونی ( مثل پاداش مادی) ذهن ورزشکار جوری تنظیم شود که به خاطر چیزهای درونی تری بازی کند. چیزهایی مثل عرق ملی، نمایش دادن یک بازی خوب و با اخلاق بازی کردن.
- باورهایت را اصلاح کن! خیلی از ورزشکاران باورهایی دارند که اضطرابشان را زیاد می کند. مثلا باور به این که " من باید همه را راضی نگه دارم" ، باور به اینکه " اگر ببازیم افتضاح می شود" ، باور به این که " اگر اول نشوم یعنی این که شکست خورده ام" همه می توانند باعث شوند که ورزشکار آن قدر استرس داشته باشد که عملکرد خودش را نشان ندهد. روان شناس باید روی باورهای تک تک ورزشکاران کار کند و یا این که در کلاس های گروهی اصلاح باورها را آموزش دهد.
روان شناس ورزش به مربی ها می گوید:
روان شناسان ورزش برای مربی ها هم توصیه هایی دارند. خب معلوم است کسی که بیشترین نفوذ را روی اعضای تیم دارد باید ذهن مرتبی داشته باشد تا مشکلاتش به اعضای تیم منتقل نشود.
- مضطرب نباش! همان تمرین هایی که برای ورزشکارها گفته شد برای مربی هم می تواند انجام شود. مربی احتیاج دارد به این که اضطرابش را در حد مطلوب نگه دارد. او حتی می تواند روی نیمکت هدایت تیم ریلکس شود تا بتواند تصمیم های منطقی تربی بگیرد. اگر مربی اضطراب بالایی داشته باشد این اضطراب به اعضای تیم هم منتقل می شود و تیم عملکردش پایین می آید. این رابطه معکوس بین اضطراب مربی و عملکرد بازیگر ها حتی توی یک پایان نامه ایرانی در مورد تیم های فوتبال گناباد هم ثابت شده است.
- کمال گرا نباش! بعضی از مربی ها توقعات کمال گرایانه ای از اعضای تیم دارند. یعنی چه؟ یعنی این که آن ها فقط و فقط از اعضای تیم می خواهند که قهرمان شوند و لا غیر. آن ها این فکر را به اعضا متقل می کنند که اگر شکست بخورند یک فاجعه اتفاق افتاده است و پیروزی تنها راه ممکن است. این تنوقعات باعث می شود که هم اضطراب و هم استرس و هم حتی افسردگی در اعضای تیم بالا برود. حالا چه تیم حرفه ای باشد چه در دسته دهم بازی کند. روان شناس به مربی می آموزد که این توقعات را به توقع های انعطاف پذیرتری تبدیل کند. توقع هایی که باعث آرامش بیشتر در تیم می شود و نه اضطراب بالاتر.
- انسجام گروه را ببر بالا! هیچ کس مثل مربی نمی تواند به اتحاد تیم کمک کند. اینکه یک نفر را توی رختکن مقصر باخت کل نیمه بدانیم دقیقا باعث می شود که تیم از هم بپاشد. مربی باید سعی کند که توی جلسه هایی گروهی همه اعضای تیم دلخوری هایی که از هم دارند را به هم بگویند تا صمیمیت بالاتر برود. از طرف دیگر تاکید بر تاریخچخ تیمک، هویت باشگاهی و ملی و همبستگی با تماشاگران می تواند انسجام گروهی یک تیم رات بالا ببرد.
روان شناسی ورزش چه وقتی به درد می خورد؟
بهترین موقع برای اعمال روان شناسی ورزش بر خلاف چیزی که تصور می شود قبل از شروع دوره بازی هاست. یعنی وقتی که تیم دارد تمرین های آمادگی اش را انجام می دهد روان شناس باید خیلی اصولی روی آموختن این مهارت ها کار کند. اما روان شناس باید تا آخر بازی ها کنار تیم باشد، نظارت به تمرین های ریلکسیشن، دادن مشاوره به اعضای تیم و مربی و کمک کردن به ورزشکارها در شرایط حاد از وظیفه هایی است که یک روان شناس ورزش می تواند موقع بازی ها انجام دهد.
روان شناسی ورزش بیشتر به درد چه ورزشکار هایی می خورد؟
به درد همه. اما کسانی که بین عملکردشان در تمرین و مسابقات از زمین تا آسمان است، آن ها که زود از کوره در می روند، آن ها که در مسابقه های رسمی بهتر از مسابقه های غیر رسمی بازی می کنند، آن ها که مشکلات بیرون از ورزششان روحیه شان را به هم ریخته است، آن ها که بعد از هر شکست تا چند بازی خودشان را می بازند و آن ها که حتی برای تمرین هم انگیزه ندارند، بیشتر از روان شناسی ورزش بهره می برند.
روان شناسی ورزش توی ایران
"انجمن روان شناسی ورزش ایران " و " مركز روانشناسي ورزش آكادمي ملي المپيك" تنها نام هایی هستند که در حوزه به این گستردگی در ایران به چشم می خورد. تا جایی که معلوم است هنوز تیم های ملی مان روان شناس ندارند. تازه قرار است که گرایش های روان شناسی ورزش در ارشد و دکتری در دانشکده های تربیت بدنی افتتاح شود. خلاصه اینکه هنوز در اول راهیم.
+ نوشته شده توسط سعید بی نیاز در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت
19:24 |