تبليغاتX
آقای روان شناس ژورنالیست

جا خورده است. یکدفعه میکروفن را گرفته اند جلویش و از او می خواهند نظرش را در مورد انتخابات بگوید. به تت و پت افتاده است. می گوید: " مثلا ما باید انتخاب خودمان را خودمان انجام بدهیم. مثلا ما وقتی که می خواهیم برویم مثلا بازار میوه مثلا نباید کس دیگری برایمان مثلا میوه های بد انتخاب کند. خودمان باید مثلا میوه های خوب را انتخاب کنیم." دوربین می رود کنار و نفس راحتی می کشد. باز هم " مثلا" ها ناخوداگاه آمدند وسط کلامش و توانست هر جا کم می آورد یا می خواهد فکر کند یک مثلا بچپاند وسط جمله. تکیه کلام ها  لا اقل اضطرابش را کم کردند اما باعث شدند جمله اش به طرز وحشتناکی بی ریخت به نظر برسند. می خواهید کمی منظم تر در مورد  عیب و هنر تکیه کلام ها  فکر کنیم؟

 

محمود روح الامینی مردم شناس فعال ایرانی، سال 81 کتاب جالبی چاپ کرد با عنوان " فرهنگ و زبان گفتگو به روایت تمثیل های مثنوی مولوی بلخی". جناب روح المینی توی این کتاب با دید یک استاد دانشگاه گفت و گوهایی که شخصیت های داستانی  در مثنوی با هم انجام می دهنهد را می گذارد زیر ذره بین. حالا این کتاب چه ربطی دارد به بحث ما؟ او کلا چند نمونه از گفتگو را از دل مثنوی می کشد بیرون و به ما نشان می دهد که مولوی چه قدر خوب می دانسته که آدم ها بهتر است چه طور با هم حرف بزنند. وسط انواع گفتگوهلای این کتاب، مثلا گفت و گوی کسانی که زبان هم را نمی فهمند، گفتگوی مسلمان ها و غیر مسلمان ها، گفتگوی دیوانگان و گفت و گوی معتقدان به جبر و اختیار، یک فصل هم به گفت و گو با کسانی اختصاص داده شده است که " تکیه کلام" دارند. استاد حتی جزیی تر هم شده و شیوه گفتگو با کسانی که تکیه کلام "اگر" دارند، کسانی که تکیه کلام " این هم از پیری" است دارند و کسانی که تکیه کلام " لا حول" دارند را رو کرده است.

البته برای اینکه نمونه های تکیه کلام های افراطی را ببینیم، نیازی نیست که حتما بیت هایی از مثنوی نمونه بیاوریم. اینها را نوشتیم تا بگوییم، انگار تکیه کلام یکی از مشکل های همیشگی آدم ها بوده است. مشکلی که باعث می شده ارتباط بین دو تا آدم درست شکل نگیرد. انگار همان موقع مولوی هم بعضی از آدم ها آن قدر از تکیه کلام استفاده می کرده اند که استاد  آن ها را در تمثیل های خودش وارد کرده است. می خواهیم بگوییم تکیه کلام قدیمی تر از این حرف هاست.

 

چرا از تکیه کلام استفاده می کنیم؟

آن ور آبی ها به تکیه کلام می گویند " habitual word" یعنی کلمه ای که به آن عادت کرده ایم. اما ایرانی ها کلمه های قشنگ تری انتخاب کرده اند؛ "تکیه کلام "یا "حرف بارگیر". انگار آن ها هم می دانسته اند که این کلمه های تکراری یک خاصیتی دارند که همین طور پشت سر هم و ناخوداگاه می آیند وسط جمله های آدم. خاصیتی که مثل یک " تکیه گاه" می ماند و " بار" سنگین کلمه های دیگر را به دوش می کشد. چه خاصیت هایی؟

  1. تکیه کلام ها اضطراب ما را کم می کنند

ما معمولا از تکیه کلام هایی استفاده می کنیم که تعدادشان در گفتگوهای معمولی هم زیاد است. تکیه کلام هایی مثل " مثلا"، " اگر"، " ببین!"، " واقعا"، " لذا" و جدیدا "O.K." و  کلمه های آن ور آبی دیگر. لا اقل خودمان فکر می کنینم که حالا چند تا از این کلمه ها بیشتر یا کمتر چه فرقی می کند. پس هر وقت اضطراب داشتیم هی تکیه می کنیم به همین کلمه ها و در فرصتی که ناخوداگاه آن ها را به زبان می آوریم، به بقیه جمله فکر می کنیم و حرفی که می خواهیم بزنیم را راست و ریست می کنیم.

 

  1. با تکیه کلام طبقه اجتماعی مان را به رخ می کشیم

چه مردم شناس های ما مدر موردش مطالعه کرده باشند و چه تنبلی کرده باشند تجربه نشان داده است که بعضی از تکیه کلام ها مال یک قشر خاص است. حالا بعضی از ما هم می خواهیم با چپاندن این تکیه کلام ها در جملاتمان خودمان را به این قشر ها بچسبانیم. مثلا وقتی که شما دو تا مسیر را برای رسیدن به یک میدان در تهران به دوستتان پیشنهاد بدهید و او بگوید " فکر کنم مسیر دوم  " ایده بهتریه"  و مرتب این اصطلاح " ایده بهتریه" را بی ربط و با ربط بیاورد توی جمله هاش، معلوم است که می خواهد خودش را بچسپاند به قشر تحصیل کرده و روشنفکر. تابلوتر از همه همین کلمه           OK که شده دستمایه فیلم های بازاری وقتی می خواهند یک نفر از قشر اجتماعی پایین را نشان بدهند که می خواهد شبیه بالاشهری ها حرف بزند. این که در تکیه کلام های خنثایی مثل " مثلا"، " واقعا"، " در واقع"، " در ضمن"، " بالاخره" و از این قبیل بیشتر در کدام طبقه اجتماعی استفاده می شوند خودش جای تحقیق دارد. ولی لا اقل می توان گفت که تکیه کلام های عربی مثل " فلذا"، " لذا"، " حقیقتا" و از همه جالب تر " قس علی هذا" بیشتر در قشر مذهبی و کمی تا قسمتی صاحب منصب مملکت ما بیشتر به چشم می خورد. وقتی که شما شدید وزیر مملکت که نمی توانید به خبرنگارها بگویید " آقا این چیزی که شما می گی  تا یه هفته دیگه حله!" و این " حله" را همه جا به کار ببرید.

 

  1. تکیه کلام ها می توانند عضویت ما در یک گروه سنی را مشخص کنند

این یکی توی نسل سومی ها آن قدر زیاد است که ملت آمده اند برایش فرهنگ لغت هم درست کرده اند. ما برای این که بگوییم جوانیم غیر از پوشیدن لباس اسپورت و انتخاب مدل موهای جوانانه راه های دیگری هم داریم. جوانانه حرف زدن. به کار بردن کلماتی مثل " خفن"، " تابلو"،" زابلو"،" زاقارت"، " فضا" ، " دپ زدن" ، " اسکل"،  " برو با با حال نریم" و " سیریش" به میزان زیاد و در حد تکیه کلام می تواند نشان دهد که بابا ما هم جوانیم. سالمندها هم احتمالا برای خودشان تکیه کلام های خاص خودشان را دارند. مثلا همان " این هم مال پیریه" که مولولی بهش اشاره کرده بود.

 

  1. تکیه کلام ها معرف شغل ما هستند

بهرام بیضایی یک نمایشنامه خواندنی دارد به نام " افرا یا روز می گذرد". توی این نمایشنامه یک شخصیت داریم که تعمیرکار دوچرخه است. او همه تکیه کلام هایش به دوچرخه مربوط است. مثلا وقتی شکستی می خورد می گوید " پنچر شدیم" و از این قبیل.  حالا همین تکیه کلام ها را با کلاس  تر کنید و بیاورید توی شغل های با کلاس تر . پزشک ها اصطلاحات خودشان رادارند، مهندس های ساختمان همین طور و حاجی های بازار هم همین طور. بعضی وقت ها این اصطلاحات  آن قدر زیاد به کار می رود که تبدیل می شود به تکیه کلام.

 

  1. تکیه کلام ها معرف شخصیت ما هستند

روان شناس ها می گویند ما یک گروه از آدم ها داریم به نام " بله...اما گو!". این شخصیت های " بله اما گو" کارشان این است که با جمله شما در یک کلمه " بله" موافقت کنند و با یک عالمه جمله که بعد از " اما" می آید زیر آب حرفتان را بزنند. یعنی موافقت ظاهری و مخالفت اساسی. " شما درست می گینا ولی..." ، " حرف شما درست، اما..."  و تکی کلام هایی از این قبیل معرف شخصیت متناقض گو ی ما هستند. تکیه کلام هایی مثل " خب! که چی؟" ، " من می دونم آخرش خراب می شه" و " خسته شدم" هم که مال جماعت افسرده است.

 

 

  1. تکیه کلام ها خیالمان را راحت می کنند.

تکیه کلام ها از چندین راه می توانند خیالمان را راحت کنند. بعضی از تکیه کلام ها می توانند به حرف هایی که خودمان هم بهشان اطمینان صد درصد نداریم  قطعیت بدهند. تکیه کلام های " قطعا همین طوره"، " در حقیقت" و " واقعا" از این دسته هستند. بعضی هایشان می توانند دلمان را موقتا خوش کنند. تکیه کلام هایی مثل " حله"، " بی خیالش"، " این نیز بگذرد" و " کارش تمومه" می توانند لا اقل به خودمان اطمینان بدهند که مسئله ای در حال به انجامخ رسیدن است حتی اگر مسئله حل نشدنی باشد.

 

تکیه کلام ها چه ضرر هایی دارند؟

خیالتان راحت شد؟ به نظرتان آمد وقتی که تکیه کلام ها این قدر دلیل منطقی و مزیت دارند چرا بگذاریمشان کنار؟ پس این معایب را بخوانید تا دستتان بیاید که رویهمرفته بهتر است که تکیه کلام هایتان را بگذارید کنار.

  1. تکیه کلام ها و اقعیت را نشان نمی دهند

به قول ویرجینیا ستیر، خانواده درمانگر مشهور بعضی از تکیه کلام ها مال دنیای اسطوره هستند. تکیه کلام هایی مثل " هیچ وقت" ، " همیشه" و  " هیچی" که ما مرتب از آنها در اول جمله هایمان استفاده می کنیم  نه تنها آن چه بین ما و طرف مقابلمان می گذرد را نشان نمی دهد بلکه این توهم را به وجود می آورد که این قیدها واقعیت دارند. گیج شدید؟ یک کثال ساده می زنم. شما به همسرتان می گویید تو " هیچ وقت منو بیرون نمی بری"  در صورتی که او شما را بیرون برده اما کم. آن قدر این  جمله را با قید " همیشه" می گویید که هم  همسرتان واکنش نشان می دهد و هم خودتان باورتان می شود که هیچ وقت با همسرتان بیرون نرفته اید. تحقیقات نشان داده است که استفاده از تکیه کلام های مطلق و اسطوره ای بیشتر در خانم ها رواج دارد.

 

  1. تکیه کلام ها مانع فهم جمله می شوند

وقتی که یک تکیه کلاغم به وفور و در همه جای جمله استفاده شود، دیگر معلوم نمی شود تکیه کلام اصلا چه کمکی به کامل شدن جمله می کنند. همین تکیه کلام " مثلا" را در نظر بگیرید. وقتی اول همه جمله هایمان – چه آن ها که واقعا مثال و نمونه ای از حرفمان را ارائه می دهند و چه آن ها که هیچ ربطی به مثال آوردن ندارند- می آوریم خودتان فکر کنید که مخاطبمان چه چیزی از جمله را می فهمد؟

 

  1. تکیه کلام ها روی اعصاب مخاطبمان هستند

روان شناس ها یک تکنیک با حال دارند برای وقتی که می خواهیم به یک تقاضای سمج " نه" بگوییم. آن ها توصیه می کنند در این وقت ها از تکنیک " سی دی خش دار" استفاده کنید و مرتب یک جمله منفی مثل " نمی خواهم" را تکرار کنید. خاصیت مغز آدم این است که از این تکرار خوشش نمی آید و طرف به خاطر همین خاصیت تقاضایش را پس می گیرد. تکیه کلام ها هم گاهی همین خاصیت اعصاب خورد کنندگی را تمام و کمال دارند. یعنی آن قدر و با یک لحن ثابت تکرار می شوند که باعث می شوند مخاطبمان احساس خستگی و تنش کند.

 

  1. تکیه کلام ها ابزاری برای تمسخر دیگران هستند

تصور کنید که شما یکی از اساتید محترم دانشگاه هستید و مرتب در جمله هایتان می گویید " قطعا همن طوره". رشته ای که درس می دهید هم  جزو علوم انسانی است و قطعیت در هیچ کدام از جمله هایش معنایی ندارد.  فکر می کنید وقتی که دانشجو هایتان توی خوابگاه در موردتان حرف می زنند اولین چیزی که به ذهنشان می رسد چیست؟ تکیه کلام ها گاهی می توانند آن قدر پررنگ باشند که جای شخصیت شما را در ذهن مخاطبتان بگیرند و وای بر روزی که تکیه کلامتان نامناسب هم باشد.

 

  1. تکیه کلام ها گاهی مایه آبرو ریزی می شوند

این یکی توی جامعه ما خیلی مصداق دارد. ما فضاهای  خصوصی و عمومی زیادی در زندگی روزمره مان دااریم. مثلا یک زن خانه دار با زن های همسایه یک جور حرف می زند، با شوهرش یک جور، توی بازار یک جور و با بچه هایش یک جور دیگر. حالا تصور کنید که همین زن خانه دار در گفتگو با زن های همسایه از روی صمیمیت، یک تکیه کلام بی ادبی هم به کار می برد. بعد از چند وقت همین تکیه کلام آن قدر به عادت استفاده می شود که زن خانه دار دیگر به استفاده از آن آگاهی ندارد و یکدفعه جلو مادرشوهرش از آن استفاده می کند. فاجعه است نه؟ از این دست اتفاقات آبرو ریزی مخصوصا وقتی که جنس مخالف رو به روی ما نشسته است و ذهن ما پر است از تکیه کلام های جنس موافق بسیار است!

 

+ نوشته شده توسط سعید بی نیاز در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 18:37 |